خانه / نقد و یادداشت / تاملی در اضطرار

نگاهی به فیلم کوتاه «وضعیت اورژانسی»

تأثیرگذاری و درگیرکردن ذهن مخاطب و منتقد در زمان حضور در سالن سینما و خارج از آن منوط به کوتاه و بلندی فیلم نمی‌شود؛ اما فیلم کوتاه بنا به ماهیت خود باید بتواند در زمانی کمتر، داستان تأثیرگذار خود را روایت کند. این مهم، گاهی فیلم‌­ها را الکن و گاهی پرگو می­‌کند. فیلمنامه‌­ای که متناسب با زمان فیلم، داستان بگوید، شخصیت‌پردازی کند و کارگردانی آشنا به مدیوم کوتاه داشته باشد در این مسیر موفق است؛ همان‌گونه که «وضعیت اورژانسی «در انجمن فیلم کوتاه ایران جایزه بهترین فیلمنامه،در جشنواره فیلم فجر سیمرغ بهترین فیلم کوتاه و در جشنواره جهانی فیلم فجر امسال نیز لوح تقدیر بهترین فیلم را کسب کرده است.

«وضعیت اورژانسی»، داستان دختربچه‌ای را روایت می‌­کند که با موقعیتی اضطراری در زندگی­ مواجه شده است. او به واسطه بیهوش شدن مادر با اورژانس تماس می­‌گیرد. دکتر اورژانس، اکنون تنها کسی است که می‌تواند ناجی مادر و ناجی دختر مستأصل باشد.

انتخاب به‌­جای نام فیلم با جانمایی درست تیتراژ بعد از بیهوشی مادر و پخش صدای مرکز اورژانس تکمیل می‌شود. مخاطب، بدون نمایش صحنه تماس دختر با اورژانس و صرفاً با تیتراژ، مجدد وارد فیلم شده و بدون هیچ توضیحی، حضور دکتر اورژانس را در خانه می­‌پذیرد. این مدل از هوشمندی کارگردان، برای پرهیز از زیاده‌­گویی و رسیدن به اصل روایت و رعایت زمان در یک فیلم کوتاه به همین‌جا ختم نشده و در کل فیلم ادامه دارد.

با ورود به خانه و این بار با چند دیالوگ ساده بین دختر و مأمور اورژانس متوجه سن مادر، علت بیهوشی (افت قند، رژیم غذایی) و با طراحی صحنه منطقی، لباس فرم مادر و فضای خانه متوجه نوع و سطح زندگی متوسط به بالای خانواده می‌شویم که در روند فیلم با دیالوگی تکمیل می­‌شود. نازنین، بعد از ثبات وضعیت مادر، به یاد وضعیت اورژانسی خود می‌­افتد، چهارپایه را سر جایش می­‌گذارد و به دکتر نزدیک می­‌شود. حضور دکتر در آشپزخانه و شستن ظرف­‌ها، موقعیت اصلی را برای دیالوگ­‌های هدفمند (مهم اینه مادر تو خوشحال بشه و جمله عمداً تکرارشونده‌ای مثل: من دختر خوبی نیستم) فراهم می‌­کند. ما نیز مانند دکتر، به داستان دختر گوش و باورش می‌­کنیم تا به جمع‌بندی و پیشنهاد ازدواج برسیم.

کارگردان به اهمیت نقش و شخصیت نازنین در فیلمنامه و فیلم واقف است. او باادب است (ببخشید مادرم جلوی شما دراز کشیده، پیشنهاد چای به دکتر و&#۸۲۳۰;)، بانمک و زیباست (چهره، لحن و نحوه خاص بیان برخی کلمات) در دنیای دخترانه خود است (معیار زیبایی برای او مو و برطرف‌شدن لک روی صورت مادر با کرم است) خیلی باهوش است؛ (تماس با اورژانس، قطع تلفن، بردن کیف مادر، مکالمه ساختگی با مادربزرگ و&#۸۲۳۰;) و بزرگ‌تر از سن خود است (درک رابطه و نظرش درباره ازدواج با مردان متأهل و&#۸۲۳۰;). البته قطعاً بازی خوب نازنین رمضانی و توانایی‌های او باعث شده فیلمساز با خیالی راحت به اهداف خود برسد و یا حتی با استفاده از این بازیگر، فیلمنامه را کامل­‌تر کند.

بازی و انتخاب سعید چنگیزیان نیز مکمل و راهنمای نازنین است. لحن و ارتباط کلامی با دختر، نگاه­ها و عکس‌­العمل­های ریز تاتری او مثل صحنه تعجب از بستن پیش­بند، لبخندها، شنیدن پیشنهاد ازدواج، دیدن پدر و&#۸۲۳۰; در کنار فیزیک مناسب، نداشتن مو، تسلط بر کار و&#۸۲۳۰; همه باعث باورپذیری کاراکتر مأمور اورژانسی مجرب، میان­سال و مجرد و مهربان است.

فضای محدود خانه، کارگردانی خوب اسمی خانی را محدود نمی­‌کند دوربین به همه‌جا سر می‌­زند (آشپزخانه، حال، پاگرد، راهرو، پنجره و&#۸۲۳۰;) و نماها و زاویه دوربین باتوجه‌به داستان، قد دختر، نگاه‌ها (نازنین و دکتر، دختر و دکتر در لحظه ورود پدر و&#۸۲۳۰;) چیدمانی درست و متنوع دارد.

از ریزه‌کاری‌هایی مثل انتخاب نام خانم طاوسی که به لحاظ معنی و نام در ذهن مخاطب می­‌ماند، لاغر بودن طاوسی و رژیم لاغری مادر تا کلیت داستان یعنی زمانی که با آسانسور وارد خانه می‌­شویم و تطبیق مدت‌زمان فیلم که همان فاصله واقعی یک ربع به‌هوش‌آمدن مادر است تا خروج از خانه با آسانسور، متوجه می‌­شویم که با فیلمنامه‌­ای به‌ظاهر ساده ولی چندلایه، فکر شده و قطعاً چند بار بازنویسی شده مواجه هستیم و همچنین کارگردانی کاربلد که علاوه بر دانش و تکنیک لازم، فضا و زمان فیلم کوتاه را می‌شناسد.

علی کشاورز